الشيخ أبو الفتوح الرازي

10

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كِتابٌ فُصِّلَتْ آياتُه ( 1 ) ، و بروجه الغاز و تعميه نيست و در او معانى مفصّل است و دلايل ملخّص ، و نصب او بر حال است از مفعول . و گفته‌اند : معنى آن است كه در او فصل و فرع است بين الصّادق و الكاذب ، و گفته‌اند : در او فصل است ميان حلال و حرام و شرايع و احكام و كفر و ايمان و هدى و ضلال ، اين قول حسن بصرى است . * ( وَالَّذِينَ آتَيْناهُمُ الْكِتابَ ) * ، و آنان كه ما ايشان را كتاب داديم از جهودان و ترسايان مىدانند كه اين كتاب قرآن منزل است كه از خداى تعالى ، و خداى تعالى آن را فرستاده است به حق ، و اين را بر عموم حمل نشايد كردن به راه آن كه بيشتر اهل كتاب اين نمىدانند ، اين مخصوص باشد به أجبار و علماى ايشان كه دانند و عالم باشند به توريت و انجيل و ذكر رسول ما - عليه السّلام - آن جا خوانده و ديده باشند ، و ابن عامر و حفص خواندند : « منزّل » به تشديد « زا » من التّنزيل ، و باقى قرّاء « منزل » به تخفيف من الانزال ، و معنى متقارب باشد . و قوله : * ( بِالْحَقِّ ) * ، در او دو قول گفتند : يكى آن كه آنچه در اوست حق و صدق است ، و يكى آن كه : ( انزله بالدلالة و البرهان ) . اگر مىگويند : چگونه روا باشد كه كافران را وصف كند [ به آن ] ( 2 ) كه ايشان حق مىدانند ، و آن كه حق داند مؤمن باشد ، و احباط ( 3 ) نگوى ( 4 ) تا توانى ( 5 ) گفتن كه پس از علم مرتد شود ( 6 ) ، گوييم از اين چند جواب است : يكى آن كه مخصوص است به آنان كه در مستقبل ايّام ايمان آوردند و اگر چه در آن حال مؤمن نبودند ، [ در آن وقت عالم بودند ] ( 7 ) به قرآن و آن كه از نزديك خداست ، و لكن اين مقدار ايمان نباشد كه ايمان عبارت است از مجموع علومى كه تا مجتمع نبود ايمانش نخوانند از علم به حدوث اجسام و آن كه آن را محدثى

--> ( 1 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 3 . ( 2 ) . اساس ، آج ، لب : ندارد ، با توجّه به مج ، وز افزوده شد . ( 3 ) . اساس ، آج ، لب ، آف ، آن : احتياط ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد . ( 4 ) . مل : بگوى ( 5 ) . توانى / توانيد . ( 6 ) . مج ، وز ، مل ، لت : شوند . ( 7 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به مج ، وز تصحيح شد .